X
تبلیغات
رایتل

ژئوپلیتیک افغانستان

وبلاگ انجمن ژئوپلیتیک افغانستان

پنج‌شنبه 10 شهریور‌ماه سال 1390 ساعت 02:02

شهر و سیاست

 

 

جغرافیای سیاسی شهری

 (شهر و سیاست)   

 

دکتر سردار محمد رحیمی، استاد جغرافیای سیاسی و ژئوپلیتیک، 

مشاور وزارت امورشهرسازی 

  

شهرها همانگونه که یک پدیده اجتماعی، جغرافیای ، فرهنگی و اقتصادی هستند یک پدیده سیاسی مهم نیز هستند. یعنی شکلگیری شهر ،توسعه شهر ضمن اینکه متاثر از نتایج تصمیم گیری های عمدتا سیاسی سیاستگذاران شامل وزارت شهرسازی ،شهرداری ، مقام ولایت و نهاد ریاست جمهوری است. خود پدیده یعنی شهر پیامدهای  فوق العاده ای در سیاست ملی ،منطقه ای و حتی جهانی دارد.

الف- شهر و شهر نشینی در حوزه سیاست و جغرافیای سیاسی از دو منظر قابل بررسی و مهم است.

1-    تاثیری که پدیده شهر بر سیاستهای ملی (کشوری) ،محلی ،منطقه ای و بین المللی دارد.

2-    تاثیراتی که تصمیمات سیاسی سیاستگزاران مرتبط با شهرها شامل نهادهای حکومتی شامل و وزارت شهرسازی ،شهرداری ،مقام و لایت و نهاد ریاست جمهوری دارد.

ب- شهرها بعنوان یک پدیده مدرن معرف جایگاه و نقش ملتها در روند توسعه روابط بین المللی است بدین معنی که امروزه با شهرها به عنوان عامل اصلی تعاملات اقتصادی ،فرهنگی ،سیاسی و اجتماعی ملتها و جوامع مطرح هستند .بخصوص با توجه به توسعه روند جهانی شدن و کم رنگ شدن نقش دولتها و مرزهای سیاسی در تعاملات بین المللی و منطقه ای و حتی درون ملی این شهرها و نهادهای درون شهری شرکت های بزرگ و چند ملیتی سازمانهای بزرگ ملی و فراملی درون شهرها هستند که نقش رابطه دهنده بین جوامع و ملتها را ایفا می نمایند.

از این منظر سیاست شهری بعنوان محور ساماندهی شهرها و نهادهای درون ان می تواند در بسی موارد نقش محوری و اصلی را در روابط بین ملتها  و دولتها در سطوح ملی ، منطقه ای و فرامنطقه ای بوجود اورد.(دیپلماسی شهری)

ج- شهر مهمترین عنصر جغرافیایی در درون کشور است که در تحولات سیاس نقش آفرینی موثر دارد و نظام بین الملل ،منطقه و کشور را متاثر خواهد نمود. در این تحولات مدیریت سیاسی شهر (جغرافیای سیاس شهر) که وظیفه ساماندهی فضای شهر را به عهده دارد نقش اساسی را در شکل دهی تحولات آگاهانه یا نا آگاهانه خواهد داشت.

این تاثیرات عبارتند از :

1-    شکل گیری حفره های سیاسی اقتصادی ،فرهنگی و اجتماعی در درون شهرهای بزرگ به علت سیاست های نامناسب شهری

2-    عدم توجه به ساماندهی امنیت شهری با توجه به گروههای قومی ،نژادی،فرهنگی . زبانی و ترتیب اسکان و استقرار مکانی انها در مرکز یا حاشیه شهر

3-    برنامه ریزی برای الگوی مناسب شهری که شهرهای بزرگ کشور بصورت طبیعی به عنوان الگوی مناسب شهر نشینی و شهرسازی در روند توسعه شهری در سارسر کشور و حتی منطقه مطرح خواهد شد.

از همه مهمتر توجه به جغرافیای سیاسی بزرگ شهرها است که چگونه این شهرها به نحو اعلی تر نقش موثر خود را در سیاست شهری در الگو سازی نظام شهری و در روابط بین ملتها و دولتها ابفا می نماید.

در واقع شهرهای بزرگ و نظام شهری در هر کشور معرف جایگاه شان و حیثیت اجتماعی ،فرهنگی و سیاسی یک ملت در نظام منطقه ای و بین المللی است از این رو توجه به جغرافیای سیاسی شهر که در کل رابطه بین شهر و سیاست را از دو منظر مورد توجه قرار می دهد فوق العاده مهم به نظر می رسد. بخصوص که وزارت انکشاف شهری به وزارت امور شهرسازی تغییر نام و ماهیت داده است. هر چند این تغییر به حق و مناسب و شایسته بوده است اما متاسفانه متناسب با ان، ذهنیت مقامات ارشد وزارت در مورد اهمیت نقش مدیدریت شهری و سیاست شهری در الگوهای جدید شهر نشینی و شهرسازی مورد تغییر نیافته است.این وزارت در تعریف جدید سه کار ویژه را پی گیری می نماید.

الف- برنامه ریزی برای شهر (مدیریت شهری)

ب- توسعه شهر (الگوسازی مناسب برای رشد و توسعه شهر نشینی و شهرها)

ج- شهرسازی (استاندارد سازی و توجه به کیفیت و استاندارد های فنی ساختمان)

در هر سه حوزه شهرسازان و وزارت امور شهرسازی به عنوان متولی امور شهرسازی در کشور باید موراد ذیل را مورد توجه جدی قرار دهند:

1-    چنانچه مشاهده می شود در هر سه مورد که وظایف بنیادی وزارت امور شهرسازی محسوب می گردد نقش تصمیم گیری سیاسی مناسب فوق العاده برجسته می باشد که متاسفانه همواره مورد غفلت واقع شده است. دقت در هر سه حوزه مذکور نشان می دهد عنصر سیاست و پالیسی در متن هر سه فوق العاده پررنگ است اما به نظر می رسد شهرسازان و اینجنران نا خواسته می کوشند تا عنصر سیاست را بی اهمیت یا بی ربط به موضوع شهر و شهرسازی نشان دهند. در حالیکه شهر در ذات خود یک پدیده مدرن و کاملا سیاسی است زیرا شهر مرکز تجمع قدرت و ثروت است چه بخواهیم و چه نخواهیم . به همین دلیل است که توسعه سیاسی را مرتبط می دانند با گسترش شهر نشینی و شکلگیری طبقه متوسط در درون شهرها که نقش اصلی را در سیاست کشورها و روند توسعه و دموکراسی همان طبقه متوسط شهری دارد . پس نقش شهرساز و وزارت امور شهرسازی در مورد پالیسی هایی که شهر ها را بوجود می آورد و آن را مکانی برای مبارزه برای عدالت و توسعه قرار می دهد فوق العاده مهم و اساسی است.

2-    شهرها باعث تحولات سیاسی اجتماعی در جامعه هستند و انقلاب ها عمدتا از شهرها نشات می گیرند .منشا این انقلاب ها و مبارزات عدالتخواهانه از درون شهرها و نابسامانی های شهر است.تقسیم شهر به مناطق شمال و جنوب ،حاشیه و مرکز ،بالا و پایین مسلم است که در نتیجه برنامه ریزی نادرست شهرساز و دستگاههای مرتبط با شهر است.

3-    توسعه شهر مبتنی بر سیاستهای عدالت خواهانه و دید گاههای فضایی عدالت محور باید باشد.براین اساس توسعه شهر مبنی اصولی صورت می گیرد.که سیاست در صدر مسایل قرار دارد.چون توسعه باید عدالت محور و نتیجه ان تقسیم متناسب فضایی بین کسانی که در شهر زندگی می کنند یعنی شهروندان باید باشد.

اگر شهرساز و اینجینر بخواهد سیاست را از حوزه شهر حذف نماید چون درک مناسبی از ان ندارد در واقع مساله را حل نکرده است بلکه صورت مساله را حذف نموده است .در این صورت نا خود آگاه شهر و روند توسعه شهری خود مشکلی خواهد بود در مسیر توسعه شهری و پیامدهای ان دامنگیر کل جامعه خواهد شد. این پیامدها در قالب های شکلگیری حفر های دولت،حاشیه نشینی ،رشد نا متقارن شهر و شکلگیری محله های فقیر و عنی و شمال و جنوب ، بیکاری ،جرم و سایر انحرافات اجتماعی در شهرها خواهد گردید. وزارت شهرسازی باید بتواند درک مناسبی از سیاستهای توسعه شهری و برنامه ریزی مناسب شهر را بوجود اورد که این هر دو  نیازمند متخصصین جدی در حوزه سیاست،اجتماع ،اقتصاد و فرهنگ مرتبط با موضوعات شهری خواهد بود که در جایگاه مناسبی در روند تودین برنامه های وزارت امور شهرسازی بخصوص در سطوح مدیریتی داشته باشند.