X
تبلیغات
رایتل

ژئوپلیتیک افغانستان

وبلاگ انجمن ژئوپلیتیک افغانستان

چهارشنبه 8 شهریور‌ماه سال 1391 ساعت 23:40

چرایی و چگونگی منازعه افغانستان با پاکستان


متنی که تقدیم می گردد سخنرانی دکتر سردار محمد رحیمی به مناسبت موشک پراکنی پاکستان برمناطق مرزی افغانستان است که توسط بنیاد جهاد افغانستان با حضور آقایان؛ محمود صیقل، دکتر سردار محمد رحیمی ،وحید مژده، داکتر مهدی ، حفیظ منصور ، احمد سعیدی،غفور لیوال،غلام محمد محمدی و برخی وکلای مجلس در هتل قصر شهر کابل در 24 اسد برگزار گردید. 



چرایی و چگونگی منازعه افغانستان با پاکستان

(با تاکید بر مناقشات مرزی بین دوکشور)


 

بسم الله الرحمن الررحیم

عرض سلام و وقت بخیرخدمت همه مهمانان حاضردر بحث، اساتید ارجمند ، وکلای ارجمند ، فرهیختگان و محققین ارجمند بسیار خوشوقتم که در خدمت شما قرار دارم. برای شروع بحث می خواهم به یک مسئله اشاره کنم؛ درهرکارعلمی و تحقیقاتی گام نخست برای حل مسئله، شناسایی درست مسئله است؛ مسئله ی که در مورد بحران سیاسی در روابط افغانستان با پاکستان خصوصا حملات موشکی درمناطق شرقی افغانستان وجود دارد را می توان از مناظر مختلفی بررسی کرد.

اما من باید اشاره بکنم که درمقام واقعیت ماهیت این بحران چیست ؟ این بحران سیاسی است؟ این بحران اقتصادی است ؟ جغرافیایی است یا ابعاد دیگری دارد.

 می خواهم بگویم که به نظرمن بحرانی که در روابط افغانستان با پاکستان وجود دارد یک بحران ژئو پلیتیکی است. وفرق بین بحران ژئوپلیتیکی و بحران سیاسی هم مشخص است؛ بحرانهای سیاسی عموما زود گذرند ومبتنی بر یک سری از مسایل سیاسی و ازطریق اقدامات سیاسی قابل حل و فصل است. اما بحرانهای ژئوپلیتیکی دوام دارند، بطئی هستند وحل و فصلش نیازمند به زمان است؛ نیازمند به یک سری ازاقدامات عملی و یک سری از اقدامات سیاسی هست.


 

بنا براین آنچه که درروابط بین افغانستان با پاکستان دوام دارد؛ به حیث مناقشه ی ژیو پولیتیکی است . در مناقشه ی ژیو پولیتیکی عامل اقتصاد، عامل فرهنگ ، جغرافیا و عامل سیاست نقش دارد. اما کلیت این بحران را یک کارشناس باید در قالب یک مبنای ژیو پولیتیکی مورد بررسی قراردهد. خوب حالا که می بینیم بحران مبنای ژئوپلیتیکی دارد پس فکرمی کنم باید بعد سیاسی و جغرافیایی آن به صورت واضح تبین گردد.

بعد سیاسی بحران

دربعد سیاسی باید به مراحل روابط سیاسی دو کشور اشاره نمود.

در مرحله نخست: فرودستی شبه قاره از زمان شکل گیری افغانستان در 1747 تا 1947 یعنی تا زمان شکل گیری پاکستان، درحدود دوصد سال افغانستان دریک وضعیت برتر بوده است درمناسبات منطقه ای و بین المللی به نسبت شبه قاره.

در مرحله دوم : عدم شناسایی پاکستان از سوی افغانستان بعد از شکل گیری پاکستان در 1947 تا 2011 باعث شده است که در واقع نوعی فرا دستی پاکستان نسبت به موضوع افغانستان بعد از شکل گیری وحمایتی که پاکستان ازطرف ایالات متحده ی امریکا در دوران جنگ سرد داشت، بوجود بیاید.

در مرحله سوم : فرودستی پاکستان بعداز 2011 بود؛ با توجه به اینکه افغانستان ازسوی ایالات متحده  امریکا و ناتو حمایت می شود یک فرودستی برای پاکستان بوجود می آمد.

 

بعد جغرافیایی بحران

 اما بعد جغرافیایی؛ ببنید نخست باید به همسایگی دو کشور و بحران دروزیرستان شمالی پاکستان و در ناحیه ی شرقی کشورافغانستان وجابجایی نیروهای تروریستی یا انسانها در دوسوی مرزمسئله ی جغرافیای است که در طول بیش از شصت سال گذشته  اززمان شکل گیری پاکستان مشاهده می کنیم.

دوم باید به زمینه های شکل گیری مسایل مرزی افغانستان و پاکستان یا مناقشه ی دیورند اشاره کرد که مبنای این مناقشه اینست که مرزبین افغانستان و پاکستان تثبیت نشده است چرا که بر مبنای علمی تثبیت مرز چهار مرحله دارد؛ درمرحله اول باید بر روی مکان تقریبی مرز تفاهم صورت گیرد . مرحله دوم تحدید حدود است ، مرحله سوم باید مرز علامت گذاری شود و چهارمین مرحله که مهمترین مرحله هم هست  که به تازگی اضافه شده است ، مدیریت موثر مرزی است. ببنید درمسئله ی دیورند از1893 تا 1896 درزمان عبدالرحمان خان بحث تحدید حدود شد مکان تقریبی مرز هم مشخص شد علامت گذاری تا یک حدی شد اما مدیریت موثر مرزی تا به امروز وجود ندارد. بنا براین در مسئله ی مرزی مناقشه ای وجود دارد به نام مناقشه ی دیورند. سومین مسئله هم  وابستگی جغرافیایی افغانستان و پاکستان برای دستیابی به آبهای آزاد و عبور و مرور کالا هایی است که در حقوق بین الملل به رسمیت شناخته شده است اما واقعیت اینست که حقوق بین الملل متکی برروابط قدرت و مبتنی بر توان ملی و قدرت ملی کشورها قابل تفسیراست وقتی قدرت ملی پاکستان بیشتراز افغانستان است طبیعتا  حقوق بین المل بر اساس منافع پاکستان تفسیر گردیده و عملا  کارایی خودرا نخواهد داشت.

چهارم نقص ژیو پلیتیکی پاکستان است ، نقص ژیو پلیتیکی پاکستان ونیاز به مکمل ژیو پلیتیکی خاک افغانستان به علت نداشتن عمق استراتژیک ؛ یکی از مسایلی که همواره رویش تا کید می شود این است که پاکستان دارای نقص ژیو پولیتیکی است بنابراین افغانستان به حیث مکمل ژئوپلیتیکی مورد تاکید قرار گرفته است. به این دلیل پاکستانیها افغانستان را عمق استراتژیک خودشان تعریف کرده اند که این یک واقعیت جغرافیایی است ویک واقعیت ژیو پولیتیکی است چه ما بخواهیم و چه نخواهیم واین وجود دارد.

اما به هم پیوستگی افغانستان و پاکستان در معادلات منطقه یی فوق العاده می تواند مهم وموثر و سرنوشت سازباشد؛ چیزی که مناقشه ی دیورند باعث شده است که ما نتوانیم ازاین وضعیت فوق العاده استفاده کنیم. خوب پس بحران صرفا سیاسی نیست، بلکه با عوامل جغرافیای تکمیل می شود، توسعه می یابد و پیچیده می شود. و چیزی که عملا مشاهده می کنیم اگربحران صرفا سیاسی بود اقدامات پارلمان می توانست جواب بدهد؛ اما چون مناقشه صرفا یک مناقشه ی سیاسی نیست می بینیم که اقدامات پارلمان نه تنها مشکل را حل نمی کند بلکه پیچیده تر هم می کند. چون واقعیت این است که پارلمان متوجه این مسئله نشد که مناقشه ی بین افغانستان و پاکستان صرفا یک معادله ی سیاسی و یک مناقشه ی سیاسی نیست؛ بلکه مناقشه ای است ژئوپلیتیکی که بخشی از آن جغرافیا ست که برمی گردد به مسئله ی مرزی و بعضی از مسایل در روابط جغرافیایی دوکشور؛ وقتی که این مسئله را مورد نظر قرار ندهیم یک مناقشه ی ژئوپلیتیکی را تقلیل بدهیم به یک مناقشه ی سیاسی، شمادر حل آن دچار مشکل می شوید ونمی توان آن را به درستی درک کرد.

 

تفسیر مناقشه ژئوپلیتیکی در روابط افغانستان و پاکستان را می توانیم در سه بخش داشته باشیم :

درسطح ملی

درسطح ملی آن عوامل بنیادی که از لحاظ ژئوپلیتیکی با عث مناقشه شده است. ببینید عدم سیاست گزاری کلان امنیت ملی در استراتژی امنیت ملی با توجه به ویژگیها وخصوصیات ژئوپلیتیکی افغانستان؛ چیزی که متاسفانه در طول یازده سال گذشته ودر طول شصت سال گذشته ما ازطریق حکومات افغانستان ندیدیم و نمی بینیم هنوزم درواقع این وضعیت است. یا ناتوانی دربازنمایی قدرت ملی و نداشتن قدرت ملی این هم یکی از مسایل است.

درسطح منطقه یی

خوب دوم در سطح منطقه ای ضعف مبنایی تحلیلی در روابط منطقه یی بین افغانستان ، همسایگان و منطقه و عدم ارایه ی دیدگاه شفاف منطقه یی به علت ضعف ساختار های مدیریتی ودرونی.

درسطح جهانی

در سطح جهانی، مبارزه با تروریسم با حضور آیساف، ناتو، آمریکا وقرار گرفتن افغانستان در کانون معادلات منطقه یی؛ ببینید افغانستان در حوزه تعاملات سازمانهای منطقه یی مثل : سارک، شانگهای ، اکو وکرک قرارگرفته است و از سیستمهای جغرافیایی هم مانند سیستم شبه قاره، سیستم مستقل ژئوپلیتیکی  چین، سیستم خلیج فارس و سیستم آسیای میانه متاثر است. این وضعیت با عث شده است که افغانستان نتواند به عنوان یک مرکز جغرافیایی از معادلات منطقه یی دوربماند. بنا بر این بسیاری از تحولات ژئوپلیتیکی  یا بازیهای کلان ژئوپلیتیکی  که رخ می دهد در منطقه ؛ افغانستان را در درون خودش درواقع به عنوان یک مهره می بیند. ودرک نا مناسب یا عدم درک مناسب سیاست گزاران منطقه یی ما باعث می شود که ما نتوانیم نسبت به تحولات کلان منطقه یی که در حال شکل گیری است، پا سخ مناسب ارایه دهیم .

 

 

خوب چارچوب تحلیلی ژئوپلیتیکی  ما چیست؟

 ببنید آقای پیتر هاگت یک متخصص ژئوپلیتیک است حدودا دوازده تا سیزده تنش جغرافیایی را در روابط بین کشورها تشخیص می دهد. تعریف تنشها می تواند ادامه ی قومی یک قوم مشخص از یک کشور به یک کشوردیگر باشد؛ می تواند جا بجایی انسانها از دو سوی سر حد باشد؛ ومی تواند مسئله ی مناقشه ی ارضی و مرزی باشد. ببنید در مناقشه افغانستان و پاکستان؛ البته در موضوع افغانستان ازاین سیزده مورد یازده مورد آن مسئله ی تنشهای جغرافیایی وجود دارد. ودر موضوع افغانستان و پاکستان خصوصا سه مورد به صورت بسیار حاد و مشخص وجود دارد؛ عبور ومرور انسانها از دو سوی سرحد، حل نشدن مسئله ی مرزی  در واقع تثبیت مرز شکل نگرفته است؛ ودر نهایت مسئله ی تروریسم که در دوسوی مرزوجود دارد.

خوب حالاباید ببینیم که اهداف پاکستان درواقع ازاین بحران یا از این تحولات چیست؟

الف- در سطح منطقه ای

پاکستان در سطح منطقه یی به دنبال این است که  با فشار بر افغانستان فضارا برای نقش آفرینی بیشتردر معادلات منطقه یی برای پاکستان فراهم کند وافغانستان را به حاشیه ببرد. ببنید در سطح منطقه یی فشارسیستمی در منطقه ی آسیای جنوب غربی، جغرافیای که افغانستان در آن قراردارد، فشاررا منتقل می کند به آسیای میانه. تحولات که امروزدرشمال افغانستان - درواقع در تاجکستان شما - مشاهده می کنید؛ ازجمله مسایلی است که شاید پاکستان نقش مستقیم نداشته باشد، اما فوق العاده ازآن استقبال می کند. نا امنی در آسیای میانه باعث می شود که فشار از پاکستان درواقع برداشته شود و منتقل شود به افغانستان، شمال افغانستان و آسیای میانه. درسطح ملی برای پاکستانیها مهم است که مبارزه با گروه حقانی چگونه باشد . حکومت پاکستان علی الظاهر قول داده است که باگروه حقانی مبارزه ی مستقیم داشته باشد. به علت اینکه گروه حقانی در لیست شبکه های تروریستی کنگره ی آمریکا قرارگرفته است. بنا براین حتا بصورت ظاهری هم پاکستانی ها مجبورند که بپذیرند تا با این گروه مبارزه نمایند هر چند حفظ شبکه حقانی و سایر گروههای تروریستی برای پلکستان تا سال 2014 و پس از آن یک هدف استراتژیک محسوب می گردد.

آماده کردن فضا برای نقش آفرینی جدید شبکه حقانی و سایر گروههای وابسته

 شرق افغانستان؛ خوست و کنرمکان مناسبی است برای اینکه مجموعه ای از گروههای تروریستی به شمول شبکه ی حقانی و گروههای دیگری که وجود دارد، اینهارا منتقل بکنند و ظاهرا بگویند که ما با گروه حقانی در حال مبارزه هستیم وآنها در خاک پاکستان وجود ندارند و درآن سوی سرحد درافغانستان حضوردارند؛ این یک مسئله است.

ب- درسطح ملی

نخست کم کردن فشارازپاکستان تمرکزبر روی افغانستان؛ الآن بیشترین تلاشی که حکومت ونخبگان سیاسی افغانستان داشتند، تمرکز روی مسئله براین بوده است که  پاکستان منبع نا امنی در منطقه است؛ پاکستان مرکزتمویل و تجهیز تروریستها هست. با این اقدام پاکستان می تواند بخش ازنا امنی و تروریستهارا منتقل کند به خاک افغانستان و بگوید تنها ما نیستیم بلکه افغانستان هم منبع نا امنی است و منبع تروریست است.

دوم با با مشاهده اتهامات که بخشهایی ازآن، به علت اینکه استراتژی منطقه یی واستراتژی ملی ما مشخص نیست موضوع حمایت از گروه مولوی فضل الله  و گل بهادر خان خیلی نمی تواند نچسب باشد برای حکومت افغانستان. به علتی که استراتژی ما مشخص نیست؛ درواقع رویکرد امنیت منطقه یی ما مشخص نیست.

سوم انحراف افکار عمومی و تشدید آن برای مبارزه علیه افغانستان بصورت محدود؛ اگرلازم باشد توان ملی پاکستانیها را در واقع تهییج بکند برای اینکه منبع بد بختی پاکستان، افغانستان است. ساده برای شما میگویم شاید برایم قبل از سفر به پاکستان که در سال گذشته داشتم این سوال بو د که فکر می کردم حقیقت این است که پاکستان منبع نا امنی برای افغانستان است؛ ولی سفری که در پاکستان در سال گذشته داشتیم؛ با ژور نا لیست ها، با نخبگان سیاسی و مراکزدانشگاهی صحبت می کردم بسیار جالب بود که اساتید دانشگاهی، نخبگان ژور نالیستی شان می گفتند که منبع  تهدید ونا امنی افغانستان است نه پا کستان؛ ما آسیب هایی را از جانب شما افغانها داریم متحمل می شویم . این مسئله جدی است باید به آن توجه بکنیم؛ همیشه دراین لاک فرو نرویم که در واقع همه ی نا امنی ها از آنسوی مرزاست واین باعث شده است که امنیت ملی ما فوق العاده آسیب ببیند در حالیکه منبع عمده ی نا امنی در خاک خود افغانستان است. حالا به علت سیاستهای غلط حکومت یا بسیاری از مسایل دیگرکه این جا، جای ذکر آن نیست.

ج  درسطح بین المللی

 در سطح بین المللی برای پاکستان فشاربه امریکا برای دادن امتیاز و فضا سازی برای پاکستان؛ درگیرکردن میانجی های مانند انگلیستان دربرابر ایالات متحده ی آمریکا و استفاده ی سیاسی از مناقشه ی پشتونستان؛ چیزی که مهم است ذکر این نکته است که اگر ما خط دیورند را به رسمیت بشناسیم همه مسئله حل نخواهد شد، اما حداقل بهانه ای بسیاری از مسایل گرفته خواهد شد. و پاکستانیها همواره از این مناقشه در راستای منافع کلان منطقه یی شان استفاده کرده اند؛ اما برایم بگویید افغانستان چقدرتوانسته است از مناقشه ی پشتونستان در راستای منا فع ملی استفاده کند ؟ هیج ! خوب بنا براین  مناقشه ی ژئوپلیتیک ، راه حل ژئوپلیتیکی دارد؛ که بخشی ازآن سیاسی است و بخش دیگرآن جغرافیایی. این راهی حل، زمان براست؛ بطی است و مشکل خواهد بود. یعنی در فکر آن نباشیم که صرفا با برطرفی دو مقام امنیتی و یک سری شعارها مشکل حل خواهد شد، خیر اینگونه نخواهد بود.

راهکارهای عملی برای حل بحران

گفتم بحران در روابط افغانستان و پاکستان ژئوپلیتیکی است، که راه حل ان نیز ژئوپلیتیکی است و راه حل ژئوپلیتیکی  زمان می برد مشکل است، پیچیده است و بسیار برنامه ریزی دقیق کار دارد.

الف در سطح ملی

نخست : افزایش قدرت ملی؛

برای افغانستان درسطح ملی افزایش قدرت از راه سخت افزاری و نرم افزاری؛ درواقع افزایش اقتدار ملی که برمی گردد به مشروعیت سیاسی که فوق العاده ضعیف است. تقویت اقتصادی و تربیت نیروها ی امنیتی ازلحاظ کیفی نه از لحاظ کمی ؛ بارها تاکید کردم که افزایش کمی نیروها ی امنیتی هیج دردی را دوا نمی کند، یک مزاحمت است برای ملت افغانستان ومزاحمت است برای توان اقتصادی ما. شما سیصد هزار نیروی امنیتی دارید به یک ملیون هم برسانید وقتی استراتژی امنیت ملی شما مشخص نباشد به هیج دردی نمی خورد. بلکه مزاحمت جدی برای مردم افغانستان و برای توان اقتصادی ضعیف ما خواهد بود.

دوم: آمادگی برای به رسمیت شناختن دیورند؛

اگربخواهید مناقشه درمناطق سرحدی افغانستان با پاکستان حل شود باید حکومت بصورت جدی روی پروسه ی نوار مرزی اقدام کند تا مرزهای ما از کارکرد امنیتی تبدیل شود به کارکرد اقتصادی. فهرست وار میگم که می گویند فرصت بسیار کم است .

ب- در سطح منطقه ای

نخست :تسهیلات برای سرمایه گزاری مشترک افغانستان و پاکستان؛

تسهیم منافع اقصادی پاکستان و افغانستان برای ایجاد تسهیلات  برای سرمایه گزاری پا کستان و وصل کردن آن به آسیای میانه. اگر بخواهیم ازاین منافع مشترک اقتصادی استفاده کنیم باید بپذیریم که پاکستان مکمل ژئوپلیتیکی می خواهد و مکمل ژئوپلیتیکی پاکستان افغانستان است. باید واقع نگر باشیم در سیاست های منطقه یی؛ با خیال پردازی ها و نمیدانم روحیه ی ملی و غیرت ملی، مشکل ما در طول صد سال و دو صد سال گذشته حل نشده است بعد ازین هم حل نخواهد شد.

دوم : همکاریهای گسترده ی اقتصادی و سیاسی و امنیتی برای پرکردن نقص ژئوپلیتیکی پاکستان که هم امنیتی  و هم اقتصادی و هم سیاسی است.

ج  در سطح بین المللی

حق دسترسی به دریای آزاد و موضوع بلوچستان .

درسطح بین المللی افزایش فشارهای سیاسی و دیپلملتیک بر پاکستان از طریق موضوع بلو چستان  وحق دسترسی به آبهای آزاد مطابق با کنوانسیون  1982 بارسلون و ژنو، که درواقع باید این را اقدام کنیم. متاسفانه از بسیاری ابزار های حقوقی و بین المللی دولت افغانستان استفاده نکرده است. یا در واقع شاید ظرفیت و جود نداشته است اما می خواهم بگویم که ممکن است راه حل نهایی توسل به مراجع بین المللی نباشد وراه حل نهایی افزایش قدرت ملی افغانستان است اما باید ازتمام ابزارها به طور متناسب در جای خودش استفاده بکنیم.

 

جمعبندی و نتیجه گیری:

در سه راهبرد ملی و منطقه یی و بین المللی به نظرم  با ید یک تعادل و جود داشته باشد. یعنی حکومت ما باید یک بالانس را داشته باشد که درجایی از، بخشی از منافع ملی کاهش دهد در راستای منافع منطقه یی، مصالح منطقه یی وسهم دهی به کشورهای منطقه  اقدام کنند. ما اگر این بالانس را درمناسبات ملی، منطقه یی و جهانی داشته باشیم مطمئن باشید که افغانستان از لحاظ جغرافیایی پتانسیل فوق العاده ای دارد برای بهره مندی از تمامی امکاناتی که در سطح منطقه و در سطح ملی وجود دارد. منتها مسئله این است که هنوز ما نتوانستیم تواناییها یا پتانسیلهای جغرافیایی  افغانستان را در سطح ملی ودر سطح منطقه ای ودر سطح جهانی درست باز نمایی کنیم همواره جغرافیای افغانستان در راستای منافع کشورهای بزرگ، قدرتهای بزرگ وقدرتهای منطقه یی باز نمایی شده وبا عث شده است که بحران در افغانستان به نفع دیگران وبه ضرر ملت افغانستان متاسفانه تداوم داشته باشد. خواستم از منظر ژیو پولیتیکی  که تخصص و رشته ام است مسایل را بررسی کنم؛ می خواهم بگویم که هنوزکه هنوز است متاسفانه بحران در روابط سیاسی افغانستان و پاکستان که پایه و مبنای ژئوپلیتیکی دارد درست شناسایی نشده است. بنابر این راه حلهایی که ارایه شده است راه حلهای مقطعی است و آن چیزی که حکومت و پارلمان ارایه می کند مسکن است در مان نیست. درمان قطعی مسئله، شناسایی درست مسئله است و متناسب با شناسایی درست مسئله، ارایه ی راه کارهای متناسب است که به بخش از آنها اشاره کردم.

به بخش دیگری که اگر در سوالات بود انشالله اشاره خواهم کرد .

 

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

اسد 1390